ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
289
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان رسيدن غزها به فارس و انهزام آنها از آنجا در اين سال ياران سلطان طغرلبيك به فارس رسيدند ، و رو به شيراز نهادند و در بيضاء فرود آمدند عادل ابو منصور كه وزير امير ابى منصور بن ملك ابى كاليجار بود ، با آنها ديدار و تدبير كار آنان كرد ، غزها وى را دستگير كرده سه قلعه را از او گرفتند كه عبارت بودند از : قلعهء « كبزه » و قلعه « جويم » و قلعه « بهندر » و در آنجا رحل اقامت افكندند ، دويست تن از غزها نزد امير ابى سعد ، برادر ملك رحيم رفتند و بهمراهى او ابو سعد به ساكنان قلاع مذكور پيام فرستاد و از آنان استمالت كرد . آنها از وى اطاعت نمودند و قلاع را بوى تسليم كرده به خدمت او درآمدند . افراد سپاه شيراز كه در رأس آنها ظهير ابو نصر قرار داشت گرد آمده متشكل شدند و در دروازهء شيراز با غزها پيكار كردند . غزها شكست خورده منهزم شدند و تاج الدين نصر بن هبة اللّه بن احمد كه نزد غزها از پيشروان بشمار ميآمد اسير شد . همين كه غزها گريختند ، سپاه شيراز به فسا رفت . در فسا يكى از مردان دون مسلط بر آنجا شده بود و بسبب اشتغال سپاهيان شيراز به كار غزها ، كارش مهم و نيرو يافته بود سپاهيان شيراز فسا را از وجود او تصفيه نمودند و فسا را بازگرداندند . بيان جنگ ميان قريش و برادرش مقلد در اين سال ميان علم الدين قريش بن بدران و برادرش مقلد اختلافى پديد گرديد قريش عم خود قرواش را به قلعه « جراحيه » از توابع موصل فرستاده در آنجا او را زندانى كرد و از موصل براى گرفتن عراق حركت ، در آن اثناء ميان او و برادرش مقلد نزاعى رويداد كه منتهى به اختلاف ميانشان گرديد ، مقلد به نور الدوله دبيس بن مزيد ملتجى شد و نزد او رفت . اين امر برادرش قريش را خشمگين ساخت آنچنان كه كوچنشين او را تاراج كرده بموصل بازگشت و احوالش مختل گرديد . و اعراب عليه او به مخالفت برخاستند . نمايندگان ملك رحيم در بغداد آنچه از عراق در جهت شرقى از عكبر او « علث » و غيرها در تصرف قريش بود . از دستش بيرون آوردند